آموزش حمايت هاى روانى – اجتماعى در بلايا و حوادث غير مترقبه ويژه معلمان و مشاوران مدارس چاپ ارسال به دوست


مقدمه
مفاهيم و تعاريف كلى
انواع بحران در مدرسه
واكنشهاى كودكان ونوجوانان به استرس
نحوه مواجهه شدن با بحران در مدرسه
اطلاع رسانى
بازي و نقش آن در مداخلات حمايتي و روان شناختي
براى كودكانى كه تجربه مرگ عزيزان را داشته اند چه بايد كرد؟
از معلمين چه كارى بر مى آيد ؟
چه دانش آموزانى را بايد براى مداخلات تخصصى ارجاع دهيد ؟


 


مقدمه

حوادث آسيب زا، بدون توجه به شدت آن ميتوانند به واكنشهاى مختلفي در دانش آموزان منجر شوند . واكنشهايى مثل ترس خشم، احساس گناه ،افسردگى و ديدن تصاوير آزار دهنده در خواب يا بيدارى ، مشكلات حافظه، تمركز و يادگيرى در دانش آموزان ميتواند از اين جمله باشد .
مدارس در زمان بحران وبلايابه دلايل مختلف از اهميت زيادى برخوردارندكه به برخى ازآنها اشاره ميشود :
مدرسه محلى براى فراگيرى است
مدرسه محلى براى برقرارى ارتباطات اجتماعى است
در مدرسه بچه ها ميتوانند به انجام فعاليتهاى عادى خود مثل بازى وبرقرارىرابطه دوستى ،ورزش و تحصيلات ادامه دهند .
مدرسه محيطى است كه ميتواند امكان بيان احساسات وافكار را براى كودك فراهم نمايد .
درمدرسه كودكان ميتوانند با احساسات ديگران شريك شوند
مدرسه محلى است كه ميتواند امكان سازگارى وفراگيرى روشهاى حل مشكل را فراهم نمايد .
در مدرسه كودكان از طريق الگوهاى نقش ميتوانند چگونگى بيان احساس وا نطباق با مشكلا ت ناشى از بحران را فرا گيرند .

مفاهيم و تعاريف كلى  
استرس : عبارتست ازمجموعه اى از واكنش ها كه در پاسخ به يك فشار جسمى يا روانى ايجاد مى شود . اين فشارها منجر به ايجاد علائم جسمى يا روانى ميگردد مانند تپش قلب – تنگى نفس – برافروختگى و واكنشهاى روانى مانند اشتغال ذهنى با افكار مزاحم و ديدن صحنه هايى از حادثه در خواب و بيدارى .
بحران : رويداد يا موقعيتى است كه در ان امكانات و منابع معمولى فرد براى تحمل و سازگارى با شرايط ممكن است كافى نباشد و موجب بروز واكنش هاى عاطفى ورفتارى مختلفى شود

انواع بحران در مدرسه
مرگ يك دانش اموز بدليل حوادث رانندگى يا سوانح .
بلاياى طبيعى مانند زلزله و سيل
آتش سوزى
مرگ يا صدمه شديد كاركنان مدرسه
تهديد ادم ربائى و گروگان گيرى
خو دكشى يا قتل دانش اموز
ساير حوادث اجتماعى

واكنشهاى كودكان ونوجوانان به استرس
استرس برروى كودكان ونوجوانان اثرات مختلفى مى گذارد:

اثرات استرس بر روى بدن اثر استرس بر روى احساسات  اثر استرس بر روى افكار اثر استرس برروى رفتار
 تند شدن ضربان قلب
انقباض يا سفتى عضلات
خستگى و كاهش انرژى
شكايت هاى بدنى و تنگى نفس
 عصبانيت و خشم
دورى كردن از ديگران
بى حوصلگى
نا اميدى
 كاهش توانايي براى تصميم گيرى
عدم تمركز مشغوليت ذهنى با مشكلات
 پرخاشگرى
بهانه گيرى
بهم ريختگى و ناتوانى براى انجام
فعاليتهاى روزمره


واكنش كودكان و نوجوانان بعداز وقوع حوادث آسيب زا
وقتى كودكان و نوجوانان با بحران مواجه مى شوند واكنش هاى
شديد ترى از خود نشان مى دهند .
ترس و اضطراب و نگرانى راجع به آينده
احساس غم واندوه
احساس گناه
تغييرات خواب به صورت بيخوابى يا بيدار شدن مكرربين خواب و ديدن كابوس هايى مربوط به حادثه
تغييرات اشتها
برگشت به رفتارهاى دوران كودكى
كناره گيرى يا پرخاشگرى و تهاجم
بيش فعالى
افت تحصيلى
يادآورى خاطرات مربوط به حادثه
بازسازى تجربه آسيب زا در هنگام بازى
بيقرارى و گريه
شب ادرارى
عدم تمركز حواس
اجتناب از چيزهايي كه فرد را به ياد حادثه مى اندازد
برانگيختگى هيجانى ( احساس ترس ، اضطراب ، ازجاپريدن هنگام شنيدن صدا ...)

واكنش هاى طبيعى
واكنشهاى كودكان در زمان بحران ممكن است با هم متفاوت باشد . كودكان ميتوانند بسته به سن ، شخصيت ، فرهنگ خانوادگى ، محيط اجتماعى كه در ان زندگى ميكنند ، آنچه تجربه كرده اند و يا شرايطى كه در معرض آن قرارگرفته اند و حمايتى كه از خانواده ودوستان و معلمين و ديگران ميگيرند به شيوه هاى مختلفى واكنش نشان بدهند .

واكنش هاى فورى
زمانى كه كودكان يك واقعه بحرانى مثل سيل و زلزله را تجربه ميكنند و بستگان عزيزان خود را از دست مى دهند در مراحل اوليه ممكن است اصلا واكنشى نشان ندهند ويا بر عكس احساسات شديدى را از خود بروز دهند . واكنشهاى ناگهانى بصورت گريه هاى شديد ، عصبانيت و پرخاشگرى تا بى تفاوتى شوك و بيحركتى ممكن است متفاوت باشد .

واكنشهاى شايع پس از وقايع آسيب زا :
ترس و اضطراب
غم و دلتنگى
تصاوير مزاحم و افكار ناراحت كننده درباره واقعه
مشكلات خواب و كابوس
عصبانيت
انزوا و گوشه گيرى
احساس گناه و خود خورى
بازگشت به مراحل ابتدايي دوران رشد
اختلال استرس پس از سانحه

نحوه مواجهه شدن با بحران در مدرسه
فعاليت مدرسه را پس از تامين نيازهاى اساسى افراد اغاز كنيد يك فضاى حمايتى در مدرسه ايجاد كنيد دانش اموزان بعلت ازدست دادن عزيزانشان در رنج و عذاب ميباشند پس عاقلانه نيست روند معمول زندگى را مانند اينكه هيچ اتفاقى نيفتاده شروع كنيد .بنابراين زمانى را براى ابراز احساسات و تجربياتشان اختصاص دهيد .
از بيان جملاتى مانند جملات زير خوددارى كنيد :
زمان همه دردها را درمان مى كند
مى فهمم چه احساسى دارى .( مى توانيد بگوييد: سعى ميكنم درك كنم چه احساسى دارى )
ممكن بود از اين هم بدتر شود
قولى ندهيد كه نتوانيد به آن عمل كنيد
دانش آموزان را از عوامل تنش زاى غير ضرورى حتي الامكان محافظت كنيد مثل : رسانه ها يا امدادگرانى كه بيش از اندازه در امور شخصى آسيب ديدگان دخالت ميكنند
پس از بروز بلايا يا حوادث غير مترقبه در افرا د حس بى اعتمادى و بد بينى ايجاد مى شود و باورها وشايعات نادرست گسترش ميابد واين مسئله به سلامت روان بازماندگان آسيب وارد مى آورد . آنها را تائيد نكنيد وبه شايعات خاتمه دهيد .تكاليف مشابه كه مقدارشان كمتر از قبل با شد به دانش آموزان بدهيد .
درس ها را باسرعت كمتري ارائه دهيد و امتحانات را عقب بيندازيد .
تكاليف را به بخش هاى كوچكترى تقسيم كنيد .
دانش آموزان را به خاطر انجام تكاليف تشويق كنيد .
به دانش آموزان اطمينان دهيد كه واكنش هايشان در برابر حادثه طبيعى است (آنها بايد بدانند كه اگر انگيزه ، توجه يا تمركزشان كاهش يافته ، جزئي از واكنش هاي ناشي از حادثه است )
اطلاعات صحيح را به زبان ساده ، شفاف و روشن بيان كنيد
حداقل مقررات را برقرار سازيد .ولي بايد توجه داشته باشيد كه رفتار تهاجمي و پرخاشگري به هيچ وجه قابل قبول نمي باشد .
در صورت امكان فعاليت هاي فوق برنامه را افزايش دهيد .
در مراحل بعد مي توانيد با والدين ارتباط برقرار كرده و آموزش هاي لازم را به آنها بدهيد .
انتظارات والدين را در مورد برنامه هاي تحصيلى كودكانشان تعديل كنيد .
كودكاني را كه نيازمند توجه خاص هستند شناسايي كرده و به سرويس هاي خدماتي معرفي نماييد .
كودكان را به مشاركت در فعاليت هاي گروهي تشويق نماييد و بازي هاي دسته جمعي را بخصوص در مقطع دبستان برقرار كنيد .
آموزش تكنيك هاي تقويت حافظه و يادگيري نيز مؤثر است .
به كودكان كمك كنيد تا بتدريج فعاليت هاي عادي و روزمره را از سر بگيرند .

اطلاع رسانى
اطلاعات بايد در زمينه هاي زير ارائه شوند :
چه اتفاقى روي داده است ؟
چگونه اين اتفاق روي داده است ؟
دلايل شناخته شده آن چيست ؟
بعد از اين چه خواهد شد ؟
همچنين اطلاع رساني در مورد واكنش هاي روانشناختي افراد در بحران و عادي سازي اين واكنشها به دانش آموزان كمك مي كند اين واكنشها را در خود ناسايي كرده و ارتباط آن را با واقعه درك كند و به آنها كمك مي كند كه براحتي احساساتشان را بروز دهند .
دراطلاع رسانى به موارد زير توجه داشته باشيد

احساس گناه را تقويت نكنيد .
لازم نيست جواب همه سوالات را بدانيد . در صورت عدم اطلاعات كافي ، جواب غلط ويا مشكوك ندهيد .
ارائه اطلاعات را به تعويق نيندازيد هرچند اين اطلاعات درد ناك باشند .ولي سعي كنيد خبرهاي ناگوار را در جمعي كه از فرد آسيب ديده حمايت مي كنند ارائه دهيد و از گفتن اين اطلاعات وقتي كودك تنها است خودداري كنيد .
نحوه ارائه حمايت هاي رواني اجتماعي به دانش آموزان توسط معلمين

با استفاده از روشهاي ساده و عملي در كلاس مي توان به دانش آموزان كمك كرد تا زودتر به وضعيت و شرايط طبيعي زندگي برگردند. فعاليت هاي مانند :
فعاليت هايي كه به كودكان امكان بيان احساسات و افكار را بدهد .
فعاليت هايي كه همكاري ، احساس مسئوليت و مشاركت را تشويق مي كند .
فعاليت هايي كه امكان شركت در آن براي كودك وجود داشته باشد .

بازي و نقش آن در مداخلات حمايتي و روان شناختي
كودكان در موقع بازي عواطف و هيجانات خود را بروز مي دهند و روش هاي حل مسئله را تمرين مي كنند . تجربه خطر مرگ و ساير شرايط خطر ناك مي تواند كودك نجات يافته را چنان گيج و وحشت زده كند كه برايشان بيان آنچه بر آنان مي گذرد با كلمات دشوار است .بنابراين بازي مي تواند اين نقش مهم و اساسي را در كاهش واكنش هاي بعد از بلايا ايفا كند .
انواع بازي هايي كه براي حمايت رواني – اجتماعيد ركلاس قابل اجراست
هنرهاي تجسمي يا قصه گويي صامت مثل نقاشي يا مجسمه سازي
قصه گويي و قصه نويسي
حركات ورزشي
بازي هاي همكاري
بازي هاي نمايشي ، موسيقي
نقاشي و مجسمه سازي

اين روش براي كودكان و نوجوانان 5 تا 18 ساله استفاده مي شود
نقاشي و مجسمه سازي در مورد رويداد مشكل ساز اين فرصت را براي آنها فراهم مي سازد تا از توانا يي هاي بيان غير شفاهي خودبراي بيرون كشيدن تصاوير از درون خود و نمايش آن در بيرون استفاده كنند .

قصه نويسي و قصه گويي
قصه نويسي بچه ها را در برابر تصاوير و تجربيات مثبت قرار داده و به آنها اين فرصت را مي دهد كه بتوانند با ياد آوري قصه ها خود را تسكين بخشيده و آرام سازند .از طريق قصه گويي و قصه نويسي مي توان به بچه ها كمك كرد تا به موضوعات زير دست يابند :
1- مشاركت واحساس ارزشمند بودن 2-اطمينان كردن
3-پيدا كردن راههاي مثبت براي برخورد با مشكلات اجتماعي
4- ايثار و دوستي 5- احساس تعهد و مسئوليت پذيري

حركات ورزشى
فعاليت ها و حركات ساده و تكراري بطوري كه همه عضلات بزرگ بدن را به حركت در آورد و همچنين بازي هايي كه توانايي هاي جسمي آنان را فرا خواند مي تواند باعث افزايش اعتماد به نفس ، احساس امنيت و كنترل و كاهش احساس تنهايي شود . بر قراري ارتباط از طريق حركات ، امكان بيان تجربياتي را فراهم مي آورد كه نمي توان با كلمات بيان كرد.استفاده از حركات موزون و منسجم مي تواند به كودكان كمك كند تا احساس انزواي خود را كاهش دهند و فرصتي به آنان مي دهد تا اضطراب و ترس خود را تخليه كنند .

بازى هاى همكارى
هدف از بازي هاي همكاري جلب توجه كودكان و كشاندن آنها به گروه است . اين بازي ها باعث مي شود بچه ها احساس شادماني اعتماد و همدلي را در بين گروه بدست آورند . بازي هاي همكاري سه ويژگي كلي دارند :
هيچ كس بازي را نمي بازد .
موفقيت كودك وابسته به موفقيت تمام كودكان ديگر است .
همه شركت كنندگان به آساني به موفقيت جسماني دست ميابند .
بازى هاى نمايشى و موسيقى
يكي از اثرات شايع بلايا بوجود آمدن احساس از دست دادن كنترل است .يعني فرد احساس مي كند كه هيج كنترلي برروي اتفاقي كه افتاده ندارد .بازي هاي نمايشي مي تواند اين احساس را بهبود دهدچرا كه كودك در اين بازي نقشي را ايفا مي كند و خود به انجام كاري مي پردازد .استفاده از موسيقي هاي محلي و متناسب با سن كودك و همچنين استفاده از ريتم مثل كف زدن موجب مي شود محيطي كه كودك درآن قراردارد به محيطى آرامش بخش ،تسلي دهنده و پر انرژي تبديل شود و به آنان احساس آرامش و تمركز بيشتري دهد .

علاوه بر بازي هاي ذكر شده فعاليت هايي مانند نوشتن خاطرات روزانه ، نوشتن درباره مطلبي آزاد ،نوشتن انشاء درباره حادثه اي كه اتفاق افتاده و تكميل جملاتي نا تمام مانند
جملات زير نيز كمك كننده خواهد بود :
من وقتي خوشحال مي شوم كه .....
من اغلب اندوهگين هستم زيرا .....
وقتي درباره فاجعه فكر مي كنم....
بزرگترين آرزوي من در آينده اين است كه .....

چند نكته كليدى در استفاده از اصول بازى
بهتر است بازيها بيشتر به صورت گروهي انجام شود زيرا اثرات مثبت بيشتري خواهد داشت .
كودكان و نوجوانان شركت كننده در گروه بهتر است از نظر يكي از موارد ، سن ، مدرسه ، زبان ، شرايط خانوادگى و يا تجربه مشترك از شرايط دشوار، مشابهتي با يكديگر داشته باشند
محل بازي بايد محصور و اختصاصي باشد .
نقاشي ، شعر ، مجسمه ، موسيقي هرگز بدون اجازه در معرض تماشا قرار داده نشود .
به كودكان توضيح داده شود كه هدف از كار هنري «بيان »است و منظور ايجاد تصويري زيبا نيست .

براى كودكانى كه تجربه مرگ عزيزان را داشته اند چه بايد كرد؟

تعريف سوگ:
سوگ حالت اندوه و ناراحتي شديد دروني در واكنش به از دست دادن شخص يا عقيده و فكري خاص است .كودكان درجات مختلفى از غم و اندوه را حتي به ديل اتفاقات مختلفي كه ممكن است به نظر ما كوچك و كم اهميت باشد، تجربه مي كنند . اين وقايع مي توانند براي كودكان معنايي مترادف با از دست دادن فردي مهم در زندگي داشته باشد.
به دنبال بلايا و فجايع چه مسائلي باعث ايجاد اندوه و سوگ در كودكان مي شود ؟
مرگ والدين ، بستگان ، دوستان ، معلمان و آشنايان وحتي چيزهايي كه ممكن است به نظر بزرگسالان بي اهميت باشد .
مجروح شدن والدين و بستري شدن طولاني مدت آنان در بيمارستان .
از دست دادن خانه و مدرسه در اثر زلزله ، سيل و آتش سوزي

نقص عضو
گم كردن و از دست دادن وسايل شخصي ، اسباب بازي
كودكان چه دركي از مفهوم مرگ دارند ؟
كودك در نيمه دوم سال اول زندگى نسبت به جدايي بسيار حساس است و جدايي او را آزار مي دهد .نبود مادر در اين سن براي او قابل تشخيص است و در او ايجاد واكنش مي كند .
در سن 2تا 7 سالگي مرگ را يك پديده گذرا و موقتي مي داند (چيزي مثل خواب يا يك مسافرت )همچنين كودك در اين سن داراي تفكر جادويي است و بين دو پديده همزمان رابطه علت و معلولي برقرار مي كند .
در سن 7 تا 12 سالگي مرگ را به عنوان يك پديده جهان شمول و اجتناب ناپذير مي پذيرد ، ولي هنوز فكر مي كند افراد خيلي پيرو ناتوان مي ميرند .
در سن نوجواني مرگ را بعنوان يك فرايند طبيعي مي پذيرد ولي آن را خيلي دور مي بيند و به راحتي نمي پذيرد كه هر تصادفي مي تواند منجر به مرگ شود . به همين دليل رفتارهاي پر خطر در نوجوانان زياد ديده مي شود .

مراحل سوگ
سوگ يك فرايند است كه بتدريج شخص در آن پيش مي رود ، احساس و افكارش تغيير مي كند و تعديل ميابد .
فرايند سوگ داراي 4 مرحله است :
مرحله شوك و انكار:در اين مرحله فرد احساس كرختي ، بهت ، گيجي و ناباوري دارد و مرگ عزيزش را نمي پذيرد .
مرحله خشم : فرد از جهان و مردم عصباني است ، به شرايطي كه پيش آمده اعتراض دارد و احساس آشفتگي مي كند .
مرحله نا اميدي و در هم ريختگي: در اين مرحله فرد داغديده بيقرار است و گريه مي كند حتي ممكن است احساس گناه داشته باشد .
مرحله پذيرش: فرد وضعيت موجود را مي پذيرد وبا آن كنار آمده و به زندگي معمولش باز مي گردد .

سوگ پيچيده چيست ؟
وقتي مراحل سوگ خوب طي نشود ، يعني فرد در يكي از اين مراحل باقي بماند و يا اينكه مراحل را به كندي طي كند و يا شدت واكنش هايش بيش از حد معمول باشد اصطلاحاً مي گوييم سوگ پيچيده شده است . در اين موارد سوگ منجر به بروز مشكلاتي در زندگي معمول شخص شده و عملكرد او را تحت تأثير قرار مي دهد .
واكنش هايى كه بطور شايع در كودكان در حال سوگ ديده مي شود
شوكه شدن و ناباورى
گريه هاى شديد و طولانى
انكار و بى تفاوتى (انجام رفتارهاى معمول مثل اينكه اتفاقى نيفتاده )
ترس و اضطراب
اجتناب از ماندن در خانه
اجتناب از تنها خوابيدن
چسبندگى به والدين و ترس از آمدن به مدرسه
شكايات جسمى مانند سر درد ، دل درد ، حالت تهوع ، به خصوص هنگام ترك منزل و رفتن به مدرسه
مشكلات خواب
اندوه و دل تنگي كه ممكن است خود را با علائم گريه هاي مكرر ، گوشه گيري و بي تفاوتي نسبت به وضعيت سلامت واحساس گناه نشان دهد .
دست زدن به كارهايي كه قبلاً به همراه شخص از دست رفته انجام مي داده يا تقليد رفتارهاي او
اشتغال ذهني با خاطرات شخص از دست رفته و همچنين احساس اينكه شخص از دست رفته به طريقي با اوست
طرد دوستان قديمي و پيدا كردن دوستان جديدي كه شرايط مشابهي را تجربه كرده اند .
افت تحصيلي ، مشكل تمركز و توجه روي تكاليف مدرسه
ديدن تصوير يا شنيدن صداي شخص از دست رفته به صورت گذرا در زمان سوگواري احساس خشم كه در پسران بيشتر ديده مي شود .اغلب اين واكنش ها گذرا و طبيعي مي باشند .
نشانه هايي كه به معلمين كمك مي كند
تا دانش آموزان سوگوار را بشناسند
غيبت ناگهاني و غير موجه از مدرسه
گوشه گيري و امتناع از تماس با دوستان و همكلاسي ها
بروز هيجانات با بيرون رفتن ناگهاني از كلاس ، بيرون از كلاس قدم زدن و يا گريه كردن در كلاس
اشكال در تمركز روي تكاليف محول شده
افت بارز در نمرات درسي
ظاهر ژوليده و نا مرتب

نمونه هايي ازعقايدو افكار كليشه اى در موردمرگ ودرك كودكان ازآن دربين بزرگسالان، كه سبب خلل در فرايند سوگواري كودك مي گردد .
بهتر است جلوي كودك داغديده راجع به مرگ صحبت نكنيم .
بهتر است از صحبت هايي كه در بچه ايجاد گريه مي كند اجتناب كنيم .
بهتر است بچه ها در مراسم سوگواري شركت نكنند .
بچه هاي خرد سال آنقدر كوچك هستند كه سوگ و اندوه را نمي فهمند
هنوز بچه اي ، بزرگ كه شوي همه چيز فراموشت مي شود
او يك مسافرت طولاني يا به يك خواب عميق رفته است .
چون خيلي خوب بود رفت .انسانهاي خوب زودتر مي ميرند
او تو را از آسمان نگاه مي كند پس مواظب رفتارت باش
اينقدر گريه نكن ، عصبي و بيمار مي شوي
چه خوب بازي مي كند ، انگار نه انگار اتفاقي افتاده
سوگ بزرگترها روي كودك تأثير نمي گذارد
اين نگرشهاوانتقال آنهابه كودكان مانع طي شدن مراحل سوگ شده وبه كودكان آسيب مي زند.

از معلمين چه كارى بر مى آيد ؟
برنامه اي براي دانش آموزاني كه به مدرسه نمي آيند داشته باشيد .خلاقانه عمل كنيد ، مي توانيد گروهي از دوستان و هم كلاسي هاي آنان را با هديه اي از طرف كلاس به ديدن او بفرستيد .
مي توانيد مجلس يادبودي براي دانش آموزان يا معلميني كه در اين حادثه كشته شده اند ترتيب دهيد و براي برنامه ريزي و اجراي آن از خود دانش آموزان كمك بگيريد .
به دانش آموزان فرصت دهيد در مورد احساسات و افكارشان صحبت كنند .
مي توانيد از آنان بخواهيد نامه اي به فرد از دست رفته بنويسند .
مي توانيد از آنان بخواهيد داستاني واقعي يا خيالي در باره مرگ آدمها براي بقيه تعريف كنند.
مي توانيد از آنها بخواهيد در مورد سوگ فردى كه از دست داده اند يا احساسى كه دارند نقاشي كنند .
در مورد پديده مرگ به روشني توضيح دهيد و واقعيت ها را بگوييد .با استفاده از بيان خاطرات توسط دانش آموزاني كه قبلاًاز دست دادن فرد عزيزى را تجربه كرده اند ، به طبيعى نشان دادن آن بپردازيد .
به سوالات دانش آموزان در مورد مرگ پاسخ دهيد و اگر چيزى را نمي دانيد بگوييد «نمي دانم ، مي توانيم آن را از ديگران بپرسيم »
از تشبيه كردن مرگ به خواب يا سفر خوددارى كنيد .
برگشتن به مدرسه باعث بوجود آمدن حس آرامش بخش برگشت به زندگي طبيعى مي شود، ولى نبايد انتظار داشت كودك به سرعت به سطح تحصيلي قبلي باز گردد .

چه دانش آموزانى را بايد براى مداخلات تخصصى ارجاع دهيد ؟
دانش آموزان پيش دبستانى يا ابتدائى كه :
شديداً افسرده و گوشه گير است .
به اقدامات اوليه اى كه براي بيرون آوردن او از اين وضعيت انجام داده ايد پاسخ نمي دهد .
علائم مشخص اضطراب مانند چسبيدن بيش از حد به والدين داشته و بدون آنها به مدرسه نمي رود .
تحريك پذيري ، مشكلات تغذيه اي و خواب او به گفته والدين بيش از يك ماه طول كشيده است .
دانش آموزان مقطع راهنمايي و دبيرستان كه :
گيج و سر در گم است . نام خود ، نام شهر يا تاريخ را به ياد نمي آورد .
از اختلال حافظه رنج مي برد .
بي قرار و بر آشفته به نظر مي رسد و نمي تواند يك جا بنشيند
شديداً افسرده است و از ديگران كناره گيري مي كند .
به خودش صدمه زده است و يا در مورد خود كشي با دوستانش يا شما صحبت كرده است .
از سيگار يا ساير موا مخدر استفاده مي كند .
قادر به مراقبت از خود نيست . غذا و آب نمي خورد ،حمام نمي ود و لباسش را عوض نمي كند .
حركات و رفتارهاي عجيب پيدا كرده .
توهم شنوايي يا بينايي پيدا كرده است .
بدبين شده و فكر مي كند افرادي هستند كه مي خواهند به او يا خانواده اش صدمه بزنند .
مي ترسد به خودش يا ديگران صدمه اي بزند .
قادر به تصميم گيري در امور عادي نيست .

 
< بعد   قبل >

Designed by: Amin Jamali